***********

یاد یاران ( مُهـر )

بسيجي شهيد سيد مجيد همداني

با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر

یاد یاران ( وراوی)

پاسدار شهيد قاسم تهيدست

با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر

یاد یاران ( گله دار)

سرباز مفقود الاثر محمد طاهر عليزاده

با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر

یاد یاران ( اسیر )

بسيجي شهيد سيد هاشم حسيني

با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر

خودشیفتگی مستبدان عرب مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط دکتر حسن سلامی   
چهارشنبه, 21 اردیبهشت 1390 ساعت 09:37
دکتر حسن سلامی  

 

دکتر حسن سلامی

دکترای علوم سیاسی دانشگاه قدیس یوسف لبنان

خودشیفتگی امیران، پادشاهان، رؤسای جمهوری و رهبران مستبد کشورهای عربی مانند لیبی،الجزایر، سودان، یمن، بحرین، اردن، سوریه، کویت، عربستان و دیگر کشورهای آفریقایی و آسیایی علت و ویژگی مشترک قیام‌های این کشورها است.
از منظر روانشناختی، مستبدان و دیکتاتورها افرادی خود شیفته (Narcissist) هستند. انسان‌های خود شیفته تنها با خود پُر می‌شوند و همه‌ی دنیا را به آن چه که خودشان در اختیار دارند، ربط می‌دهند. آنها به چیزی یا کسی بیرون از خود توجّه ندارند مگر آن که در حیطة «داشته‌های» آنان قرار بگیرند.
نهایی ترین هدف «داشتن»  از نگاه روانشناسان و روانکاوان مانند «اریک فروم»، تمّلک یا مالکیّت دیگران است. به نظر او مهم ترین تفاوت بین انواع داشتن‌ها، داشتن موجودات بی جان و جاندار است. موجودات بی جان- پول، زمین و جواهرات- به مالک و صاحب خود اعتراض نمی‌کنند. تنها اعتراض و مخالفت، ناشی از نیروهای اجتماعی و سیاسی است که امنیّت تمّلک اموال زیاد را تهدید می‌کنند.
مهمترین تضمین برای حفظ امنیّت اموال مستبدان یا همان افراد خودشیفته، قوانین حکومتی هستند که با قوّة قاهرة دولت، قدرت اجرایی پیدا می‌کنند. این افراد که امنیّت درونی و بیرونی آنها به «داشته‌های بی جانشان» بستگی دارد مخالف جریانات و نیروهای اجتماعی و سیاسی هستند که می‌خواهند از انحصار قدرت و ثروت در دست حکومت های اقتدارگرا و استبدادی، بکاهند.
از دیدگاه روانشناسان، در مورد افراد خود شیفته و مستبدانی که امنیّت خاطرشان به تملک موجودات جاندار مخصوصاً انسان وابسته است، شرایط بسیار دشوارتر است. آنها یقیناً به توانایی دولت و حکومت اقتدارگرایشان برای «مجبور کردن» دیگران و مخالفان از طریق قانون دست کاری شده و تغییر یافته به نفع دیکتاتورها، وابسته هستند{۱} در عین حال با مقاومت جامعه و انسان‌های آزاده‌ای روبرو می‌شوند که دلشان نمی‌خواهد کسی صاحب آنها باشد و تبدیل به «اشیایی» شوند که می‌توان آن‌ها را «داشت» و کنترل کرد.

به جز تلاش رهبران خود شیفته و دیکتاتورهای عرب برای تملّک دیگران و اعضای جامعه، واقعیّت این است که در جهان بخصوص آفریقا، آسیا و خاورمیانه، میلیون‌ها تن زندگی می‌کنند که دلشان می‌خواهد دیگران (مستبّدان) بر آنها حکم برانند، یعنی در واقع، کنترل و مهار شدن را به آزادی ترجیح می‌دهند.

اریک فروم در کتاب «گریز از آزادی» به درستی و به تفصیل به این «ترس از آزادی» و به جذابیّت «آزاد نبودن» ‌اشاره کرده است. از دیدگاه او هر کسی و هر شهروندی که جرأت رویارویی با ماجرای «بودن» را نداشته باشد و امنیّت خاطر خود را در «داشتن» جستجو کند، از آزادی بشدّت می‌ترسد و براحتی حاضر است آزادی خود را از دست بدهد.

از سوی دیگر اگر افراد خودشیفته یا دیکتاتورها، اجبار را پشت نقاب آزادی پنهان کنند و بتوانند نقاب یک «پدر مهربان» را به چهره بزنند تا فرزندان خود را هدایت کنند، دقیقا مشابه وضعیتی که بر کشورهای عربی حاکم است ، در این صورت، مردم و جامعه اسارت را آسان‌تر می‌پذیرند.

امّا هنگامی که این نقاب‌ برداشته می شود و اجبار و ترس خاصیّت خود را از دست می‌دهد و مردم و شهروندان متوّجه می‌شوند که تحت لوای آزادی، در واقع آزادی آنها را سلب کرده‌اند، نخستین واکنش آنها، مقاومت به شکل‌ها و شیوه‌های مختلف است که اکنون در کشورهای عربی شاهد آن هستیم.

در این کشورها، نیروهای سیاسی و طبقات اجتماعی درمانده، گاهی اوقات با «مقاومت مدنی» یا کار نکردن و یا با «مقاومت مسّلحانه» و خرابکاری، واکنش نشان می‌دهند و در نهایت مقاومت شان، شکل شورش و قیام و انقلاب به خود می‌گیرد که در واقع «دردهای زایمان برای تولّدهای جدید» است.

قیام و جنگ علیه سلطة دیکتاتورها (افراد خودشیفته[2]) موجب تلاش جانکاه آنها برای تسلّط مجدّد بر شهروندان و جامعة بپاخاسته می‌شود و ‌اشتیاق مستبدان برای این کار، سر به جنون می‌زند و به بازداشت و زندان و شکنجه و قتل و تحریف واقعیّت‌ها و ترفند و تزویر می‌انجامد.

تلاش دیکتاتورها برای به مالکیّت در آوردن دوبارة انسان‌ها و جامعه، قطعاً به «دیگر آزاری» شدید منتهی می‌شود که زشت ترین و منحرف ترین هیجانات و رفتار مستّبدان و نظام‌های دیکتاتوری است. رفتار خشونت بار نیروهای لیبی و دستگاه‌های پلیسی و نهادهای نظامی و امنیّتی یمن، اردن، سوریه ، بحرین ، الجزایر و عربستان ظرف چند ماهی که از خیزش و قیام مردمی این کشورها گذشته است و کشتن، مجروح کردن و بازداشت هزاران انسان در این مدّت، گواه صادق مقولة «دیگر آزاری» رهبران خودشیفته‌ی عرب است.

۱۵/۲/۱۳۹۰

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- برای آگاهی بیشتر ر.ک: اریک فروم، هنر بودن، ترجمة پروین قائمی، تهران، نشر آشتیان، 1387، ص 181- 167

[2]- خودشیفتگی، نوعی جهت گیری است که در آن همة توجّه و عواطف فرد به سوی خودش یعنی بدن، ذهن، احساسات، علایق و امثال آنهاهدایت می شود. در واقع فرد خودشیفته عاشق خود است و در نگاهش، تنها خودش و چیزهایی که برای او مهّم اند، کاملاً واقعی و حقیقی هستند (همان، ص 183) مشابه خودشیفتگی و درجة اعلای آن، خودخواهی و خودپسندی است. دیکتاتورها خودپسند و خودخواه نیز هستند و از نظر آنها، دیگران واقعی نیستند.

نظر
افزودن جدید
ناشناس   |2011-10-19 01:09:07
با سلام خدمت جناب اقای دکتر سلامی. تشکر میکنیم متن جالبی بود و افتخار میکنیم که جوانان روستای میرملکی به این خوبی پیشرفت نموده اند.جای بسی افتخار است.از طرف دهیاری روستای میرملکی
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir"

 

آخرین اخبار

ایمن شده بوسیله وب سایت جومینا وب سایت جومینا