
***********
| بسيجي شهيد محمد کشاورز |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر |
| بسيجي شهيد حسن بينوا |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر
|
| طلبه شهيد سيد احمد امامي |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر
|
| بسيجي شهيد قاسم کماني |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر |
| بحران سلطه و مشروعیت |
|
|
|
| نوشته شده توسط دکتر حسن سلامی | |||||
| شنبه, 24 دی 1390 ساعت 18:57 | |||||
|
دکتر حسن سلامی
|
|||||
|
دکترای علوم سیاسی دانشگاه سنت ژوزف بیروت بیش ترِ نظام های سیاسی استبدادی و خودکامه ی خاورمیانه بویژه در کشورهای یمن، بحرین و سوریه به دلیل ساختار و عملکرد منفی حاکمیت ِ این کشورها در حوزه ی منافع عمومی و نیز خصوصی، گرفتار دو بحران مهم سلطه و مشروعیت هستند: الف – بحران در حوزه ی سلطه و اِعمال کنترل سیاسی و اجتماعی. اکنون نظام های سیاسی یاد شده در حفظ نظم ، امنیت، اداره ی جامعه و کنترل قدرت سیاسی، دچار ضعف و ناتوانی شده اند. معمولا نظام هایی که دچار بحران سلطه شده باشند دیگر نمی توانند خودشان را از حیث مقبولیت و ایدئولوژیک ترمیم نمایند یا به نحوی موثر، منافع همه ی گروه های اجتماعی و سیاسی را تامین کنند. از نگاه صاحبنظران اندیشه ی سیاسی، بحران سلطه "بحران کارساز" ی است به این معنا که با احتمال بیش تری به نابودی نظام سیاسی موجود، منجر می شود. عوامل مختلفی در بروز بحران سلطه دخیل هستند مانند: پیدایش شکاف در جامعه، در نیروهای مسلح ، امنیتی وانتظامی، بی قانونی، کاهش توان اقتصادی و نظامی، شکست در درگیری های داخلی و جنگ های منطقه ای و... ب – بحران ایدئولوژیک و مشروعیت. بحران مشروعیت زمانی اتفاق می افتد که اهداف و قواعد اساسی یک حکومت مورد تردید قرار گیرد. در همه ی حکومت ها از جمله حکومت یمن، بحرین و سوریه افراد و گروه های مخالف وجود دارند اما مساله ی اساسی گسترش این مخالفت است. هنگامی که مخالفت، گسترش پیدا کند و متوجه قواعد اساسی و زیربنایی نظام سیاسی شود، آن گاه بحران مشروعیت پیدا می شود. می توان سه نوع بحران مشروعیت را از یکدیگر تفکیک کرد: یکی بحران درجه ی سه یعنی بحران مشروعیتی که متوجه شخص حُکّام سیاسی است. دوم بحران مشروعیت درجه ی دو که متوجه سیاست های رایج است. طبعا این بحران عمق بیش تری می یابد. سوم بحران مشروعیت درجه ی یک که در آن کُل نظام سیاسی حاکم زیر سوال می رود. در این حالت، نظریه و قواعد اساسیِ تشکیل و استمرار نظام سیاسی مورد تردید و مخالفت بخش عمده یی از مردم یا اکثریت جامعه قرار می گیرد. ناکارایی دولت در حوزه ی منافع اقتصادی و عمومی، بی توجهی به توسعه ی سیاسی، بی اعتنایی به حقوق بشر و حقوق خصوصی افراد، ورود نظام های ارزشی و فکری جدید، ظهور شخصیت های اندیشمند و کاریزماتیک که تفسیر تازه یی از سنّت ارایه می دهند، گسترش اندیشه ی عقلانی و عقلانیت در نظامی که کاملا بر اساس سنت استوار است و ... به بروز بحران مشروعیت می انجامد.
کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir" |