
***********
| بسيجي شهيد غلامحسين اميني فرد |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر |
| پاسدار شهيد احمد باقري |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر
|
| بسيجي شهيد حاج حسن فالي عابد |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر
|
| سردار شهيد غلام زارعي |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر |
| جامعه شناسي ، خوشبختي و مثبت انديشي |
|
|
|
| نوشته شده توسط عبدالحميد جعفريان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چهارشنبه, 11 آبان 1390 ساعت 09:31 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عبدالحميد جعفريان
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عبدالحميد جعفريان فوق ليسانس جامعه شناسي – دانشگاه تهران
« جامعه شناسي ، خوشبختي و مثبت انديشي » خوشبخت ترين انسان كسي است كه بهترين فكرها را در سر مي پروراند . ( حضرت علي (ع ) )
بيوه زني بينوا بود كه دو پسر داشت ! او به قدري ضعيف و نحيف بود كه قادر به انجام كاري و كسب درآمدي نبود . امرار معاش او به خريد و فروش ناچيزي بستگي داشت كه پسرانش انجام ميدادند . او هميشه نگران خريد و فروش فرزندانش بود و با جوش زدنهاي مداوم ، اميدوار بود كه در كارشان موفق خواهند شد . يكي از پسرانش چتر مي فروخت به همين خاطر بيوه زن بينوا هر روز كله ي سحر از خواب بر مي خاست و نخستين كاري كه ميكرد نگاه كردن به آسمان بود . اگر آسمان تيره و ابري بود با شادماني ميگفت : « خدا را شكر امروز مطمئنا" چند تائي خواهد فروخت » اما اگر آسمان صاف بود و خورشيد مي درخشيد غم عالم به دلش مي نشست . چون ترس وجودش را فرا ميگرفت كه فرزندش آن روز چتر نخواهد فروخت . پسر ديگرش بادبزن مي فروخت . بيوه زن هر روز كه كله سحر از خواب بر ميخواست و به آسمان مينگريست . اگر خورشيد در پشت ابرها پنهان بود و احتمال بارش ميرفت بسيار ناراحت مي شد و زير لب غر ميزد كه امروز كسي از بچه ام باد بزن نخواهد خريد خوبي و بدي هوا هيچ تاثيري در حال بيوه زن نداشت . او هميشه براي غر زدن چيزي در چنته داشت اگر خورشيدي مي درخشيد اواحساس ناراحتي ميكرد چون كسي از بچه اش بادبزن نمي خريد ، اگر خورشيدي نمي درخشيد و آسمان ابري بود او بازهم احساس ناراحتي ميكرد چون كسي از بچه اش بادبزن تمي خريد . بيوه زن بينوا با داشتن چنين نگرش منفي زندگي را به كلي باخته بود . روزي بيوه زن به دوستي بر ميخورد كه به او ميگويد : « عزيزم تو در اشتباه هستي تو در هر صورت برنده هستي نه بازنده ، اگر هوا آفتابي باشد مردم بادبزن خواهند خريد و اگر باراني باشد مردم چتر خواهند خريد » . اين منطق ساده و مثبت نگر و آگاهي دهنده بر مغز بيوه زن چنگ انداخت و او را تغيير داد . از آن لحظه به بعد لبخند رضايت و مثبت انديشي هرگز از لبان بيوه زن بينوا ناپديد نشد . Ø نكته : هميشه در زندگي تان همزمان دلايلي براي شادي و دلايلي براي ناراحتي وجود دارد . خوشبختي شما بستگي به اين دارد كه به نعمت هايتان و آنچه كسب كرده ايد فكر كنيد تا به مشكلات و كمبودهاي زندگي تان . « پايان »
کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir" |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||