***********

یاد یاران ( مُهـر )

بسيجي شهيد حسين راست روش

با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر

یاد یاران ( وراوی)

بسيجي شهيد احمد رستگار

با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر

یاد یاران ( گله دار)

پاسدار شهيد مسعود رهنما

با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر

یاد یاران ( اسیر )

بسيجي شهيد قاسم کماني

با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر

استاندار یا نماینده مجلس؟؟؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط پویا محسنی   
یکشنبه, 01 خرداد 1390 ساعت 06:00
  محمد محسنی

 

پويا (محمد) محسني/ روزنامه نگار و سردبير ماهنامه شاخه طوبي

چند روزي است انگشتانم خميازه مي كشند انگار دلشان براي نوشتن و نوشتن از تغيير و تحولات زادگاهم تنگ شده باشد، موج تغيير و تحولات در سال 90 با سرعتي غير قابل پيش بيني در حال رخ دادن است و بايد خيلي سري پر درد داشته باشي تا از اين روند عقب نيفتي.

اما جرقه اين مطلب از يك نقطه زده شد... تغييرات در سطح استان به شكلي كه در كمتر از 2هفته شاهد بيست و چند تغيير در جمع فرماندارن و معاونينشان و بخشداران بوديم، براي كسي كه روزنامه نگاري در مركز استان و در روزنامه ها و خبرگزاري ها شغل و گرفتاري روزانه اش است تا حدودي پيش بيني اين تغييرات دور از انتظار نبود اما سوالي كه ذهن من را به خود مشغول نمود تا اگر بتوانم در حد وسع به آن پاسخ بگويم اين بود كه: چرا چند تغيير طبيعي (از منظر حق قانوني و عرفي دولت) با اينچنين واكنشي روبه رو مي شود؟ و چرا با واكنش نسبتا سرد مردم لامرد روبه رو شد؟

شايد براي پاسخ به اين سوال بايد به سوالي كلي تر پاسخ داد: مهمترين مساله در شهرستانهاي مهر و لامرد در سي سال گذشته (به خصوص از سال 67به بعد) چيست؟ بدون شك موضوع انتخابات مجلس ها موضوعي است كه هميشه و در تمام طول قبل و بعد از برگزاري انتخابات منطقه و كنش و واكنشهاي مردم و مسئولين و حتي نخبگان تحت تاثير آن قرار دارد. اگر بپذيريم كه از اين مدخل مي توان به بحث وارد شد مي توان اينگونه گفت كه: هميشه به دليل تاثير نماينده مجلس بر تمام اركان اين شهرستانها انتخابات يك پاي تمام تحليل ها ، عزل و نصب ها و حتي رفتار اجتماعي و مراودات خانودگي در اين منطقه بوده است. اما در 2مقطع اين مهم تا حدودي با چالش روبه رو مي شود اما دوباره به حالت اوليه باز مي گردد. بار نخست حضور و تاثيرگذاري چهره و شخصيتي ملي در قامت معاون پارلماني رئيس جمهور وقت (موسوي لاري- دوم خرداد76) و در امتداد آن پوشيدن رداي وزارت كشوري و 7سال صدارت بر ساختمان فاطمي و ثبت طولاني ترين مدت وزارت كشور نيم قرن اخير ايران كه باعث گرديد براي اولين بار يك مديرعالي نظام نيم نگاهي به منطقه خويش (جنوب فارس) داشته باشد كه نقش نماينده مجلس در حاشيه سنگيني اين حضور كمرنگ تر بود اما بازهم اثرگذار بود. بار دوم روي كار آمدن دولت اول محمود احمدي نژاد بود چرا كه اصولگرايان لامرد در آن انتخابات به صورت رسمي از رقيب وي (هاشمي رفسنجاني) حمايت كرده بودند اما در بزنگاه تاريخي سوار بر قطار عدالت محوري شدند به نوعي كه در 4سال ابتداي دولت وي بيش از 6-7مديركلي مهم در سطح استان در اختيارشان بود.

بدون شك انتخابات مجلس هشتم نقطه عطفي در روند تغيير و تحولات شهرستانهاي لامرد و مهر بود، از يك سو براي اولين بار هيات هاي اجرايي و نظارت از يك گروه فكري و سياسي تشكيل شده بود و از سوي ديگرخروج اصلاح طلبان از دولت و قبل از آن مجلس هفتم عزم اين گروه را براي بازگشت مصمم تر نموده بود،همه اين ها در كنار تغيير نسل ، و افزايش سطح آگاهي عمومي باعث شد كه اصولگرايان حاكم با چالشي ترين رويداد سي سال گذشته خود (حتي بيش از اتفاقات فروردين80) روبه رو شوند كه نتيجه آن 1- شكاف و جدايي بين نيروهاي ارزشي خود به نوعي كه بدترين و بيش ترين تخريبها عليه دوست ديروز و رقيب امروز (عبدالله حسيني) صورت پذيرفت.2- ردصلاحيتهاي گسترده نيروهاي اصلاح طلب به تهيج و موج آفريني اين جريان كمك بسياري نمود تا در روندي پيش انتخاباتي از حالت تصميمات فردي خارج و به تصميم تشكيلاتي و جمعي براي انتخاب گزينه نهايي خود(سيدحبيب حسيني) برسند. 3- بروز اتفاقاتي در روز راي گيري كه وصف آن در اين مقال نمي گنجد باعث شد براي اولين بار تاييد انتخابات لامرد و مهر به اوائل ارديبهشت كشيده شود و گروه اصولگراي كه ديگر شايد بتوان گفت اقتدارگرا يا انحصارطلب ناميده مي شد از تمام توان خود براي اين امر هزينه كرد كه صورت حساب سنگيني جهت راهي كردن مرحوم آقاي حياتي به مجلس پرداخت. و پايان انتخابات مجلس هشتم ، آغازي بر يك شكاف بود كه هرچند هنوز كاملا نمايان نشده بود اما وجود داشت. تلاشهايي كه از فروردين 87تاارديبهشت89 توسط دوستان سابق عبدالله حسيني (رقيب عرض اندام كرده در برابر انحصارطلبان) براي عدم تصاحب پست مديريتي در استان فارس (حتي در پايين ترين حد) ترتيب داده مي شد تا ايشان حاشيه نشيني را برگزيند ديري نپاييد، خبر مديركل شهري و روستايي استانداري فارس توسط مهندس حسيني و در پي آن فوت ناباورانه نماينده لامرد و مهر و مغز متفكر جريان راست لامرد توام با حكم معاونت عمراني استاندار در كمتر از يكماه هر تحليل گر مسائل منطقه را غافلگير نمود.

حضور عبدالله حسيني در ساختمان خيابان ابريشمي و حضور و تاثيرگذاري وي بر استاندار جوان تا بدان جا پيش رفت كه انتظار تغييرات در اواخر سال89 حتي براي خود انحصارطلبان لامرد نيز طبيعي مي نمود، كه تصويب و تاييد يك قانون يعني الزام كانديدهاي نمايندگي مجلس به داشتن مدرك كارشناسي ارشد باعث شد در اولين قدم تيم رسانه اي و اجرايي كه حول و حوش فرماندار لامرد(كه پس از فوت آقاي حياتي اثرگذارترين چهره اين گروه بود) كه در يك سال گذشته و به خصوص از مراسم چهلم آقاي حياتي استارت حضور زده بودند دچار شوك عجيبي شوند كه اين شوك همزمان با تغيير گسترده فرمانداران و بخشداران وارد فازي ديگر شد.

ارسال فكسي از استانداري مبني بر اتمام دوران ماموريت آقاي جعفري و خداحافظي ايشان باصندلي فرمانداري بهانه اي بود براي خروج از شوك ابتدايي به واسطه تغييري كه انتظار آن مي رفت (حداكثر تا نيمه تيرماه)، اما چه شد كه اين بار اكثريت مردم و به خصوص نسل تحصيلكرده تحت تاثير اين جو سازي ها و موج سواري ها(مثل مصاحبه جالب آقاي قادري و جعفري با روزنامه تهران امروز) قرار نگرفتند؟ به نظر بنده آگاهي نسل نو و نخبگان از انتخابات سال86 شروع شده است و جلوي اين موج را با روشهاي نخ نما شده نمي توان گرفت. و اما خبري كه شايد خوشبين ترين افراد نزديك به عبدالله حسيني هم سال گذشته چنين روزهاي پيش بيني نمي كردند صدور حكم سرپرستي استانداري فارس توسط وزير كشور براي وي بود كه قاعدتان بايد پاياني بر جنجالهاي چند هفته اخير باشد، هر چند بايد تا نيمه هاي تير به انتظار نشست و نظاره كرد كه مهندس حسيني آيا به عنوان استاندار فارس راهي اتاق شماره515 طبقه پنجم ساختمان شماره1 استانداري مي شود و يا با استعفا دوباره وارد بازي شيرين انتخابات لامرد و مهر مي شود؟

پويا (محمد) محسني/ روزنامه نگار و سردبير ماهنامه شاخه طوبي

چند روزي است انگشتانم خميازه مي كشند انگار دلشان براي نوشتن و نوشتن از تغيير و تحولات زادگاهم تنگ شده باشد، موج تغيير و تحولات در سال 90 با سرعتي غير قابل پيش بيني در حال رخ دادن است و بايد خيلي سري پر درد داشته باشي تا از اين روند عقب نيفتي.

اما جرقه اين مطلب از يك نقطه زده شد... تغييرات در سطح استان به شكلي كه در كمتر از 2هفته شاهد بيست و چند تغيير در جمع فرماندارن و معاونينشان و بخشداران بوديم، براي كسي كه روزنامه نگاري در مركز استان و در روزنامه ها و خبرگزاري ها شغل و گرفتاري روزانه اش است تا حدودي پيش بيني اين تغييرات دور از انتظار نبود اما سوالي كه ذهن من را به خود مشغول نمود تا اگر بتوانم در حد وسع به آن پاسخ بگويم اين بود كه: چرا چند تغيير طبيعي (از منظر حق قانوني و عرفي دولت) با اينچنين واكنشي روبه رو مي شود؟ و چرا با واكنش نسبتا سرد مردم لامرد روبه رو شد؟

شايد براي پاسخ به اين سوال بايد به سوالي كلي تر پاسخ داد: مهمترين مساله در شهرستانهاي مهر و لامرد در سي سال گذشته (به خصوص از سال 67به بعد) چيست؟ بدون شك موضوع انتخابات مجلس ها موضوعي است كه هميشه و در تمام طول قبل و بعد از برگزاري انتخابات منطقه و كنش و واكنشهاي مردم و مسئولين و حتي نخبگان تحت تاثير آن قرار دارد. اگر بپذيريم كه از اين مدخل مي توان به بحث وارد شد مي توان اينگونه گفت كه: هميشه به دليل تاثير نماينده مجلس بر تمام اركان اين شهرستانها انتخابات يك پاي تمام تحليل ها ، عزل و نصب ها و حتي رفتار اجتماعي و مراودات خانودگي در اين منطقه بوده است. اما در 2مقطع اين مهم تا حدودي با چالش روبه رو مي شود اما دوباره به حالت اوليه باز مي گردد. بار نخست حضور و تاثيرگذاري چهره و شخصيتي ملي در قامت معاون پارلماني رئيس جمهور وقت (موسوي لاري- دوم خرداد76) و در امتداد آن پوشيدن رداي وزارت كشوري و 7سال صدارت بر ساختمان فاطمي و ثبت طولاني ترين مدت وزارت كشور نيم قرن اخير ايران كه باعث گرديد براي اولين بار يك مديرعالي نظام نيم نگاهي به منطقه خويش (جنوب فارس) داشته باشد كه نقش نماينده مجلس در حاشيه سنگيني اين حضور كمرنگ تر بود اما بازهم اثرگذار بود. بار دوم روي كار آمدن دولت اول محمود احمدي نژاد بود چرا كه اصولگرايان لامرد در آن انتخابات به صورت رسمي از رقيب وي (هاشمي رفسنجاني) حمايت كرده بودند اما در بزنگاه تاريخي سوار بر قطار عدالت محوري شدند به نوعي كه در 4سال ابتداي دولت وي بيش از 6-7مديركلي مهم در سطح استان در اختيارشان بود.

بدون شك انتخابات مجلس هشتم نقطه عطفي در روند تغيير و تحولات شهرستانهاي لامرد و مهر بود، از يك سو براي اولين بار هيات هاي اجرايي و نظارت از يك گروه فكري و سياسي تشكيل شده بود و از سوي ديگرخروج اصلاح طلبان از دولت و قبل از آن مجلس هفتم عزم اين گروه را براي بازگشت مصمم تر نموده بود،همه اين ها در كنار تغيير نسل ، و افزايش سطح آگاهي عمومي باعث شد كه اصولگرايان حاكم با چالشي ترين رويداد سي سال گذشته خود (حتي بيش از اتفاقات فروردين80) روبه رو شوند كه نتيجه آن 1- شكاف و جدايي بين نيروهاي ارزشي خود به نوعي كه بدترين و بيش ترين تخريبها عليه دوست ديروز و رقيب امروز (عبدالله حسيني) صورت پذيرفت.2- ردصلاحيتهاي گسترده نيروهاي اصلاح طلب به تهيج و موج آفريني اين جريان كمك بسياري نمود تا در روندي پيش انتخاباتي از حالت تصميمات فردي خارج و به تصميم تشكيلاتي و جمعي براي انتخاب گزينه نهايي خود(سيدحبيب حسيني) برسند. 3- بروز اتفاقاتي در روز راي گيري كه وصف آن در اين مقال نمي گنجد باعث شد براي اولين بار تاييد انتخابات لامرد و مهر به اوائل ارديبهشت كشيده شود و گروه اصولگراي كه ديگر شايد بتوان گفت اقتدارگرا يا انحصارطلب ناميده مي شد از تمام توان خود براي اين امر هزينه كرد كه صورت حساب سنگيني جهت راهي كردن مرحوم آقاي حياتي به مجلس پرداخت. و پايان انتخابات مجلس هشتم ، آغازي بر يك شكاف بود كه هرچند هنوز كاملا نمايان نشده بود اما وجود داشت. تلاشهايي كه از فروردين 87تاارديبهشت89 توسط دوستان سابق عبدالله حسيني (رقيب عرض اندام كرده در برابر انحصارطلبان) براي عدم تصاحب پست مديريتي در استان فارس (حتي در پايين ترين حد) ترتيب داده مي شد تا ايشان حاشيه نشيني را برگزيند ديري نپاييد، خبر مديركل شهري و روستايي استانداري فارس توسط مهندس حسيني و در پي آن فوت ناباورانه نماينده لامرد و مهر و مغز متفكر جريان راست لامرد توام با حكم معاونت عمراني استاندار در كمتر از يكماه هر تحليل گر مسائل منطقه را غافلگير نمود.

حضور عبدالله حسيني در ساختمان خيابان ابريشمي و حضور و تاثيرگذاري وي بر استاندار جوان تا بدان جا پيش رفت كه انتظار تغييرات در اواخر سال89 حتي براي خود انحصارطلبان لامرد نيز طبيعي مي نمود، كه تصويب و تاييد يك قانون يعني الزام كانديدهاي نمايندگي مجلس به داشتن مدرك كارشناسي ارشد باعث شد در اولين قدم تيم رسانه اي و اجرايي كه حول و حوش فرماندار لامرد(كه پس از فوت آقاي حياتي اثرگذارترين چهره اين گروه بود) كه در يك سال گذشته و به خصوص از مراسم چهلم آقاي حياتي استارت حضور زده بودند دچار شوك عجيبي شوند كه اين شوك همزمان با تغيير گسترده فرمانداران و بخشداران وارد فازي ديگر شد.

ارسال فكسي از استانداري مبني بر اتمام دوران ماموريت آقاي جعفري و خداحافظي ايشان باصندلي فرمانداري بهانه اي بود براي خروج از شوك ابتدايي به واسطه تغييري كه انتظار آن مي رفت (حداكثر تا نيمه تيرماه)، اما چه شد كه اين بار اكثريت مردم و به خصوص نسل تحصيلكرده تحت تاثير اين جو سازي ها و موج سواري ها(مثل مصاحبه جالب آقاي قادري و جعفري با روزنامه تهران امروز) قرار نگرفتند؟ به نظر بنده آگاهي نسل نو و نخبگان از انتخابات سال86 شروع شده است و جلوي اين موج را با روشهاي نخ نما شده نمي توان گرفت. و اما خبري كه شايد خوشبين ترين افراد نزديك به عبدالله حسيني هم سال گذشته چنين روزهاي پيش بيني نمي كردند صدور حكم سرپرستي استانداري فارس توسط وزير كشور براي وي بود كه قاعدتان بايد پاياني بر جنجالهاي چند هفته اخير باشد، هر چند بايد تا نيمه هاي تير به انتظار نشست و نظاره كرد كه مهندس حسيني آيا به عنوان استاندار فارس راهي اتاق شماره515 طبقه پنجم ساختمان شماره1 استانداري مي شود و يا با استعفا دوباره وارد بازي شيرين انتخابات لامرد و مهر مي شود؟

نظر
افزودن جدید
مهری   |2011-07-15 15:50:56
سی چه نظرمو ننوشتی!!!؟
ای که نه سیاسی بید..نه ضد اخلاقی..ونه مخالف قانون مطبوعات!!
سیچه سلیقه ای عمل میکنید؟این بزرگترین ضربه به خودتون هست.
خدا کنه حد اقل نظر مو سی خوش فرسونده بید.
انشاالله

مهرستان:

سلام
احتمال زیاد
موردی در نظرتان وجود داشته ، با اینحال پوزش می طلبیم
ناشناس   |2011-10-04 18:04:26
من هم موافق هستم
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir"

 

آخرین اخبار

ایمن شده بوسیله وب سایت جومینا وب سایت جومینا