
***********
| سرباز شهيد غلامحسين تقي زاده |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر |
| بسيجي شهيد علي اکبر راستي |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر
|
| طلبه شهيد سيد احمد امامي |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر
|
| سردار شهيد غلام زارعي |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر |
| مصیبت و فاجعه ی ملی در ساحت علم |
|
|
|
| نوشته شده توسط محمدحسین معصومی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چهارشنبه, 26 بهمن 1390 ساعت 00:32 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
محمدحسین معصومی - نظم بین المللی مبتنی بر پارادایم قدرت است.اکنون در آغازین سده ی بیست و یکم، نظام سلسله مراتبی با برتری هژمون شکل گرفته است ونبض حیات و حیاط بین المللی است.این به این معنی است که جایگاه کشورها و قاعدتا شهروندان آنها، متناسب با نوع و میزان قدرتی است که کشورشان از آن برخوردارند.قدرت به توانایی یک کشوربه عنوان یک بازیگر برای تاثیر گذاری بر همگنان خود در محیط بین المللی می گویند و دارای چهار بعد....
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
محمدحسین معصومی،قاضی دادگستری و دانشجوی دکتری تخصصی حقوق نظم بین المللی مبتنی بر پارادایم قدرت است.اکنون در آغازین سده ی بیست و یکم، نظام سلسله مراتبی با برتری هژمون شکل گرفته است ونبض حیات و حیاط بین المللی است.این به این معنی است که جایگاه کشورها و قاعدتا شهروندان آنها، متناسب با نوع و میزان قدرتی است که کشورشان از آن برخوردارند.قدرت به توانایی یک کشوربه عنوان یک بازیگر برای تاثیر گذاری بر همگنان خود در محیط بین المللی می گویند و دارای چهار بعد است: 1-بعد نظامی 2-بعد اقتصادی 3-بعد تکنولوژیک و 4-بعد فرهنگی. در اینجا قصد تشریح و تبیین قدرت و نظم بین المللی ندارم.مختصر گفته ی بالا به این علت بیان شد که بگویم علم و تکنولوژی، یکی از چهار مولفه ای است که اعتبار بخش جایگاه قدرت کشورهاست.اصل بقای کشورها در نظام بین المللی در بیت زیر خلاصه می شود: گر راحت جهان طلبی رو قوی شو که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است در کشور ما از دیرباز، هم مردم و هم دولتمردان برای علم و جایگاه ، ارزش و وزن آن اعتبار ویژه ای قایل بوده اند.مردم به افراد صاحب دانش و تحصیلکرده و دانشگاهی به دیدی مثبت می نگریستند و به آنها و دانش و تخصصشان اعتماد می کردند.اکنون چند سالیست که فاجعه و مصیبت ملی بر ساحت علم که به حق می توان آن را پایه و ستون دیگر ابعاد قدرت دانست،وارد آمده است.رشد قارچگونه ی واحدهای دانشگاهی اعم از آزاد،پیام نور،غیر انتفاعی،جهاد دانشگاهی و علمی-کاربردی همه و همه را صاحب مدرک(نشان دانش) نموده است.دانشگاههای دولتی و حتی معتبر نیز از این قافله عقب نیفتاده اند و با تاسیس واحدهای از راه دور،مجازی،نیمه حضوری و بین الملل و بالا بردن ظرفیت خود بدون هیچ زیرساختی، کوس علم و آگاهی را در گوش ایرانیان و جهانیان فریاد زده اند..من منکر وجود و لازم بودن دانشگاه های متنوع و گوناگون البته با نگاه و نظارت علمی و محدودیت های ورودی و کمی آن، به ویژه در دوره ی تحصیلات تکمیلی نیستم ولی این که هر دهکوره ای با کیفیت معلوم مدرک دهد،خیر. مدرک گرایی و مدرک دهی همه را و حتی درس نخوانده های بیست سال پیش را به فکر گرفتن مدرک وا داشته است.کسی که تا دیروز نمی توانست پنجم بگیرد و نگرفته بود اکنون با کوس "حی علی العلم"، دیپلم می خرد و با یک آزمون صوری وارد دانشگاه میشود و مدرک می گیرد.همه یک شبه دانشجو می شوند و برسردر هر خانه ای استاد.باور کنید اوستای بنایی و نجاری شدن اکنون سخت تر از استاد!! دانشگاه شدن در ایران است.بزرگان دارنده ی مدرک جعلی ارشد و دکترا و سرقت های علمی و ادبی و ترجمه ای کم بود که دولت کریمه ،کمر تعهد بسته است که با در اختیار گرفتن شیوه ی برگزاری آزمون دکترا و بالا و بالاتر بردن بی حساب و کتاب ظرفیت تحصیلات تکمیلی واحدهای خود،تیشه به ریشه ی علم و حیثیت دانشگاه و دانشگاهی بزند.اکنون در دانشگاههای دولتی و غیردولتی ایران، هستند افرادی که با کرامت طایی گونه ی دولت کریمه و با شعار تعهد که افراد متعهد خود را (که از هر بی تعهدی بی تعهدترند)به انحای مختلف از تبدیل بورس خارج (معمولا بورس کشورهایی چون آذزبایجان،تاجیکستان،ارمنستان و...) به داخل گرفته تا دستور و توصیه از در پشتی وارد دانشگاه می کند، دکترا میخوانند.اینها باز هم با زد و بند و نفوذی که دارند باز استاد دانشگاههای معتبر میشوند و با عنوان پر طمطراق علمی، سکاندار امور اجرایی، علمی، فرهنگی،اقتصادی و اجتماعی کشور می شوند. ببینید چقدر فاصله است بین اعتبار دادن به علم و دانشگاه و تا به سخره گرفتن و کاغذ پاره دانستن علم ومدرک دانشگاه! به راستی این، به سخره گرفتن علم و دانشگاه نیست؟! صرفنظر از تبعات اجتماعی،بحران های فرهنگی و ناتعادلی و ناتوازنی در طبقات اجتماعی، کمترین تاثیر این رویه ی ناپسند و غیر علمی، سرخوردگی و افسردگی دانشگاهیان واقعی،بی حرمت ، بی حیثیت و بی شان شدن دانش،دانشجو،دانشگاه و استاد دانشگاه است. چقدر ساحت علم،آلوده به بی حیثیتی شده! چقدر در این دهه دانشجو و استاد کم ارزش و بی مقدار شده اند! چقدر علم و فن آوری وآینده ی کشور،بازیچه شعارو تظاهر قرار گرفته اند! به قول ظریفی الان مدرک دانشگاهی شده است خط ایرانسل!.خالی از لطف نیست اشاره کنم که بزرگی! در پاسخ به اتهام متقابل استفاده از رانت دولتی برای تحصیل در خارج از کشور و عدم طی مقاطع دانشگاهی بیان نموده بود که این خدمت ناچیزی است که انقلاب به پاس خدماتی است که ما در راه انقلاب کرده ایم!!!! پس بدا به حال ملتی که بیسوادی مثل او سکاندار و صاحب انقلاب بوده که نیست و بدتر اینکه از رانت و جعل استفاده کرده که دکتر شود و کشور را بسازد.خود قضاوت کنید که آیا این تعهدست یا عین بی تعهدی؟! بارها و بارها از بزرگان این داستانها را شنیده اید.آنها به خیر و مدرک گرفته های دستوری و تبدیلی تازه به پیش! خط ساقی گر از اینگونه زند نقش بر آب ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد خداوند ختم به خیر کند...."خداوند این کشور را از دروغ،دشمن و خشکسالی به دور نگهدارد"
اکنون که چهار و نیم میلیون دانشجو داریم،کشور عزیزمان صاحب قدرت و جایگاه برتر علم و مدرک شده است و دارای جایگاهی بس رفیع! در بعد تکنولوژیک و بالطبع به مدد علم، دیگرابعاد قدرت هم در دستان با کفایت ماست، پس بهتر است دیگر کام را در غلاف نمایم و من بعد دم نزنم.... باشد که این بی حیثیتی و بدرفتاری با دانشگاه متوقف شود.باشد که این عرصه به دانشگاهیان سپرده شود. باشد که گرد و غبارهای آن را پاک کنیم.باشد که دانشگاه،دوباره دانشگاه شود. چند صباحی است که به گوشه ی عزلت خزیده ام و دوست دارم به طور طبیعی و غریزی زندگی کنم و ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir" |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||