
***********
| پاسدار شهيد نجات الله مقيمي |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر |
| سرباز شهيد علي علي زاده |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر
|
| بسيجي شهيد غلامعباس ابراهيمي |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر
|
| سرباز شهيد علي فتحي |
با تشکر فراوان از ستاد یادواره سرداران و 153 شهید شهرستان مهر |
| آیا مردم لامرد از تاریخ واهمه دارند؟ |
|
|
|
| نوشته شده توسط دکتر سید محمود ابراهیمی گله داری | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شنبه, 22 بهمن 1390 ساعت 22:02 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دكتر سيد محمود ابراهيمي گله داري -
نگارنده اذعان دارد که این نوشتار یک مقاله مروریست و بر اساس مقالات و نظرات انتشار یافته از " تارنمای تراکمه" که خود تراوشی از اعلام نظر مردم فرهنگی لامرد نسبت به وضع ناخرسند موجود است تنظیم گریده است. به علاوه این نوشتار برداشت شخصی نویسنده از وضع موجود در شهرستانهای لامرد و مهر است و صحت یا سقم آن بستگی به مصادیقی دارد که در منطقه حاکم است، لذا قضاوت در این مورد به عهده افکار عمومیست.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نگارنده اذعان دارد که این نوشتار یک مقاله مروریست و بر اساس مقالات و نظرات انتشار یافته از " تارنمای تراکمه" که خود تراوشی از اعلام نظر مردم فرهنگی لامرد نسبت به وضع ناخرسند موجود است تنظیم گریده است. به علاوه این نوشتار برداشت شخصی نویسنده از وضع موجود در شهرستانهای لامرد و مهر است و صحت یا سقم آن بستگی به مصادیقی دارد که در منطقه حاکم است، لذا قضاوت در این مورد به عهده افکار عمومیست. مقدمه: مردم لامرد همچون سایر مناطق از دیرباز سنن نیک فرهنگی خویش را از جمله: اعتقادات عمیق مذهبی و دینی توام با آداب و رسوم اسلامی - صداقت در گفتار و کردار و عمل - همبستگی های قومی و طایفهای و غیره را از گذشتگان به ارث برده و در اجرای آن راغب و اصرار دارند. اینان مردمی اخلاق گرا، معتقد و پایبند به اصول اسلامی هستند و در راه استمرار اهداف کریمه ی این نظام مقدس نیز کوششها نموده و شهدای گرانقدری را نیز نثار امامت و ولایت کرده اند. لذا در شرایط کنونی، آنچه در منطقه جاریست و مصادیق آن با ذکر موارد در مقالات قبلی آورده شده است[1],[2] به انصاف وصله ایست ناحق که افکار عمومی، مردم لامرد را پرچم دار شکل گیری این حلقه انحرافی که منفعت طلبی و انحصارطلبی را سر لوحه مدیریتی خود قرار داده اند می داند و این حقیقت در تضاد کامل با فرهنگ، تمدن، روحیه آزاد خواهی و عدالت طلبی این مردم فهیم است.
حلقه انحرافی و تقسیم بندی جریان حاکم: اگر تاریخ شکل گیری این حلقه انحرافی را ورق زنیم، پی خواهیم برد که اینها از درون خود جریان اصولگرایی و با این نام و انقلابی بودن مسند قدرت را به دست آوردند، در حالی که هیچ اعتنایی به ارزشها و اصول ندارند و کاملاً هم در مقام نظر به نظام و ارزشهای ناب اسلامی بیاعتقادند؛ شعار می دهند اما پایبند به محتوا نیستند و در مقام عمل هم باز گرفتار قدرتطلبی و جاه طلبی هستند. برای مثال: عدالت محوری، مبارزه با فساد اقتصادی و مبارزه با زمین خواری را سرلوحه شعارعوام فریبانه خود قرار دادند ولی در مقام عمل بی عدالت ترین، فاسد ترین و زمین خوارترین فرد را مجری اعمال سیاستهای عوام فریبانه خود قرار دادند! بطوریکه یکی از آنها فساد را به حدی رساند که دولت مجبور به اخراج وی شد! با این تفاسیر، نگارنده معتقد است که حضور دو کاندیدای رقیب از جریان حاکم لامرد یکی پایبند به طیف اصولگرایان سنتی و دیگری وابسته به حلقه انحرافیون با گرایش انحصارطلبی و اقتدارگرائی، خود دلیلی ایست کافی بر شکاف جریان حاکم منطقه ای و اختلاف نظر نسبت به وضعیت ناخرسند موجود. با یک نگاه اجمالی به دایره پیرامون این دو طیف در می یابیم که : افراد پیرامون جریان وابسته به انحرافیون، قانونگریزان غیر خلاق و مدیران نالایق انحصارطلبی هستند که از اصول اولیه اصولگرایان سنتی لامرد و حتی اخلاق اسلامی خروج کرده اند و با بسته نگه داشتن حلقه مدیریتی صرفاً منفعت شخصی خویش را در منطقه دنبال می کنند. افراد پیرامون جریان وابسته به اصولگرایان سنتی لامرد، بیشتر دانش آموختگان، فرهنگیان، اخلاق گراها و بعضاً مدیران ناراضی منطقه ای هستند که از انحصار- انحراف جاری و پرونده سازی علیه نخبگان و فعالان سیاسی – معنوی منطقه بیزارند و خواهان گسستگی این زنجیره انحصارطلبی و دست به دست شدن حلقه قدرت به دست نسل جوان تحصیلکرده، لایق و خلاق منطقه هستند. حامیان این طیف کسانی هستند که به جمله معروف " درخت از ريشه آب مي خورد و انسان از اخلاقش " باور دارند و خواهان تغییر کلی با برکناری تمامی مدیران سیاسی- اجرائی نالایق حاکم هستند. موضع کنونی مردم لامرد: آنچه از جبهه گیری ناگهانی فرهنگیان و مردم لامرد نسبت به این حلقه انحرافی در شرایط کنونی بر می آید با توجه به استراتژی مدیریتی که این حلقه با نام اصولگرایان پرچم دار آنند قابل توجیه است. بطور یقین آنان بیم این دارند که مردم منطقه این کوتاهیها، یغماگریها، کارشکنیهای اداری، پرونده سازیها و قانونگریزیهای موجود که خود به نوعی شبیه سازی از بدحرکتیهای اسلام امویست را متوجه مردم شریف و فرهنگی لامرد بدانند و از قضاوت تاریخ نسبت به ترویج این سیاستها در منطقه واهمه دارند. با مرور اظهار و نظرهای انتشار یافته از " تارنمای تراکمه " که در واقع صدای فرهنگیان و دانش آموختگان لامرد محسوب می شود، پی به این واقعیت می بریم که خود مردم لامرد نیز در صدد کنترل و حذف این حلقه منحرف می باشند. جهت تصدیق تحلیل ام در این مورد صرفاٌ به سه مقاله انتشار یافته از تارنمای تراکمه بسنده می کنم: آقای مجید اسدپور2 در مقاله ای تحت عنوان "زمین انسانها" ضمن ستایش از آقای غلامعباس (درویش) زارع، ایشان را جدای از این حلقه انحرافی دانسته و آقای زارع را فردی ضد انحصارطلب معرفی کرده است. نویسنده با قلمی حاکی از بغض، ضمن برائت از این حلقه انحرافی، آنان را «فرزند ناخلف» جریان اصولگرایان سنتی نیز معرفی نموده است. نگارنده تمام مصادیقی که بنده در مقاله ای1 مورد به مورد به این حلقه نسبت داده ام، را نیز بصورت پراکنده به آنان نسبت داده و حتی پا را فراتر گذاشته و این حلقه را در برگیرنده یکسری افراد بی قید و بند دانسته که فعالیت نامشروع اقتصادی را در سرلوحه خود قرار داده اند. نگارنده بطریقی زیرکانه، حجه الاسلام شهیدی و حجه الاسلام علوی را از فعالیتهای نامشروع آنان مبرا دانسته و ناخودآگاه اقرار داشته اند که نامبردگان در جلسات این حلقه شرکت نداشته ولی از نتایج آن با خبر بوده اند! آقای مسعود اسدپور[3] در مقاله ای تحت عنوان "دیگی که برای ما نجوشد" حجه الاسلام علوی را چهره ای کاریزماتیک دانسته و بطریقی آقای زارع را جدای از این حلقه معرفی نموده است. نویسنده به نحوی زیرکانه: بدعت در اتهام! زنی تقلب (البته به 120 درصد آرائی که دوره قبل از صندوقها خارج شد اشاره ای نداشتند)، عدم پذیرش رأی اکثریت مردم در دوره سوم که نتیجه آن آشوب گری و حمله به ارگانهای دولتی و تعطیلی مدارس در پی داشت و همچنین سنگ باران و گوجه باران کردن نمایندگان ارشد دولتی هنگام ورود به مرکز لامرد را متوجه این « فرزند ناخلف اصولگرایان» یا حلقه انحصارطلبان کرده است. البته در این مقاله نویسنده با توضیحاتی که داده اند و به طرق مختلف کاریزماتیک بودن چهره سید رضی حسینی و نقش ایشان در اتحاد منطقه ای و ترس از محبوبیت روز افزون ایشان در کل منطقه را به اثبات رسانده است! آقای مسعود اسدپور[4] در مقاله ای تحت عنوان " ما برای جذب آمده ایم " ضمن توصیف جناح بندیهای سیاسی در منطقه با تاکید مجدد به اینکه مردم لامرد را پایبند به اصولگرایان سنتی به رهبری حجه الاسلام علوی دانسته، پا را فراتر گذاشته و به نحوی زیرکانه سعی نموده است که این " فرزند ناخلف اصولگرایان" را به اصلاح دوستان منطقه نزدیک کند و حتی اتهام ائتلاف این حلقه را با اصلاح دوستان و اخلاق گرایان منطقه نیز مطرح نموده و آن را امری مبارک دانسته است! نویسنده باز هم بطریقی ضمن برائت و انزجار از این حلقه شوم سعی نموده است که مردم کل منطقه را عامل شکل گیری این "فرزند ناخلف اصولگرایان" که فساد را سرلوحه خود قرار داده است بداند، تا بطریقی بتواند از توجه تاریخ و ملامت آیندگان نسبت به مردم لامرد کاسته و کل منطقه را در این کوتاهی دخیل دهد! غافل از اینکه این وصله های ناباب به اصلاح دوستان و مشتاقان تغییر در منطقه نمی چسبد. بقولی اخلاق گرایان به جبر حقه، نیرنگ و پرونده سازی از اسب افتاده اند ولی از اصل که همان کردارنیک، گفتارنیک و پندار نیک است نیفتاده و معتقدند که آینده متعلق به اخلاق گراها و عدالت خواهان است ! نتیجه گیری و پیشنهادات: حال با توجه به اینکه شأن فرهنگ بالاتر از آن است كه توجيه گر قدرت گروهکها باشد و اين قدرت است كه بايد در برابر فرهنگ پاسخگو باشد. لذا مردم فهیم منطقه باید با حضور پرشور و با هدف مشترک، مهار این " فرزند ناخلف " که منعقد شدن نطفه نامشروع اش در رحم اصولگرایان لامردی بوده و از بند نافی که به حقوق مردم و بیت المال وصل می شده است تغذیه شده و فربه گشته اند را دنبال کنند. مردم باید سیگنالهای مردم لامرد که خواهان گسستن این زنجیره فاسد و بازگشت به روند اصولگرایی سنتی هستند را مد نظر قرار دهند. این مهم میسر نیست جز با حضور یا نقش فعال چهره کاریزماتیک منطقه " سید رضی حسینی" تا بطریقی بتواند با اتحاد مردم منطقه و ایجاد یکپارچگی اخلاق گرایان و مشتاقان تغییر، در به انزوا کشاندن این حلقه فاسد و انتقال قدرت به نسل دومی های لامرد که به انصاف افرادی مستعد و اخلاق گرا هستند یاری نماید، تا رقابت انتخاباتی منطقه ای از حالت کنونی اخلاق گرائی - فساد طلبی به روند سابق اصولگرائی - اصلاح طلبی بر گردد. موفقیت در این عمل نیز مستلزم اینست که حجه الاسلام شهیدی نیز مثل حجه الاسلام علوی بطور جسورانه موضع خویش را برای مردم مشخص نماید و در برابر خواست اکثریت مردم بخصوص مردم لامرد در مهار این انحراف انعطاف نشان دهد. چرا که مردم انتظار دارند که نماینده ولایت فقیه در عمل و اجرا باید نماد ضد استبدادی و انحصار شکنی باشد و باید در برابر قانونگریزیها و منفعت طلبی یکسری افراد نالایق موضع بگیرد و این همان مسیری است که حضرات سید ابوالحسن سجادی، سید احمد علوی و سید رضی حسینی نماینده های ولی فقیه در منطقه سر لوحه خود قرار دادند و می دهند. در پایان نگارنده معتقد است که اگر حضرات شهیدی و علوی که در جریان نتایج جلسات[2] این گروهک بودند در برابر برنامه های آنها موضع می گرفتند و یا با افشاگریها، عامه مردم را در جریان نتایج فتنه انگیز این گروهک انحرافی –انحصاری قرار می دادند امروز مردم منطقه شاهد زائیده شدن این "فرزند ناخلف" نبودند که شرمندگی مردم لامرد از آن حاصل شود. اگر حضرات در برابر تخریب شخصیتی عامدانه ائمه جماعت اشکنان، مهر و گله دار یک سیاست حمایتی جهت حفظ این پایگاه حساس عبادی- معنوی اتخاذ می کردند، امروز در افکارعمومی حال و احوالی بهتری داشتند و کار بجایی نمی رسید که دیگران خواسته باشند بطریقی این عزیزان را ازاین حلقه که خود آنرا " فرزند ناخلف اصولگرایان" می نامند مبرا کنند!
دکتر سید محمود ابراهیمی گله داری [1] " انحصارطلبان منطقه، مروج سیاستهای پوپولیستی- کمونیستی" (سید محمود ابراهیمی، مهرستان، بهمن ماه 90) [2] " زمینِ انسانها " (مجید اسدپور، تراکمه، دی ماه 90) [3] "دیگی که برای ما نجوشد" (مسعود اسدپور، تراکمه، بهمن ماه 90) [4] " ما برای جذب آمده ایم" (مسعود اسدپور، تراکمه، بهمن ماه 90)
مطالب مرتبط: * انحصارطلبان منطقه؛ مروج سیاستهای پوپولیستی - کمونیستی ! * انحصارطلبی انحرافیون؛ ضرورت همگرائی اصولگرایان و اصلاح طلبان منطقه
کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir" |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||